تبليغاتX
عادل

عادل

وبلاگ اجتماعی

در روابط اجتماعى، كسانى بر دلها حكومت مى‏كنند .كه دلشان راخانه مهر و محبت مردم كرده باشند. برعكس، آنان كه «خود» را بيش ازهمه مى‏پسندند و «خود» را بيش از ديگران دوست دارند و آسايش وراحتى خود را بر ديگران ترجيح مى‏دهند، نه نزد خدا و رسول اعتبارى‏دارند، نه در دل و جان مردم، جايى و موقعيتى! ....

گوهر «خدمتگزارى به مردم‏»، تنها در دلهاى وارسته از منيت وخودخواهى يافت مى‏شود. خداى مهربان، بندگانش را دوست دارد.كسانى را هم كه به بندگان خدا خدمت و مهربانى كنند، دوست مى‏داردو اين مقتضاى محبت و علاقه است.

تا توانى به جهان، خدمت محتاجان كن.

به دمى يا درمى، يا قلمى يا قدمى!

خدمت، سرمايه سرورى

خيلى‏ها به سيادت و سرورى و عزت و محبوبيت علاقه‏مندند،ولى راه به دست آوردن آن را نمى‏دانند. اصلا سخن را اين گونه عنوان‏كنيم كه:

در دلهايمان چه اندازه «جا» براى ديگران باز كرده‏ايم؟

در زندگيمان چه ميزان وقت، به مردم اختصاص داده‏ايم؟

و ... اساسا تا چه حد به فكر مردم و مشكلات، رنجها و اندوههاى‏آنانيم؟

شايد كسانى بگويند: ما خود، گرفتاريهاى فراوان داريم. اگرگريستن است، بايد به حال خود بگرييم و اگر كمك است، خود محتاج‏به كمكيم ...

ولى .... ايثار و فتوت و جوانمردى چه مى‏شود؟

اگر مسائل و مشكلات مسلمانان برايمان اهميتى نداشته باشد كه‏اصلا مسلمان نيستيم! چون كه مسلمانى تنها به اسم و شناسنامه و نمازنيست. بخش عظيمى از محتواى اسلام را نوعدوستى، ايثار، خدمت‏به‏ديگران، كمك به درماندگان، كارگشايى براى مشكلات مردم و قضاى‏حاجت گرفتاران تشكيل مى‏دهد.

باز هم براى چندمين بار، گوش‏جان را با اين حديث نبوى بنوازيم‏كه فرمود:

«من اصبح لا يهتم بامور المسلمين فليس من الاسلام فى شئ، و من شهدرجلا ينادى «يا للمسلمين!» فلم يجبه فليس من المسلمين‏»; (1) .

كسى كه در حالى صبح كند كه به امر مسلمانان بى‏فكر و اهتمام‏باشد، بهره‏اى از اسلام نبرده است و هر كس شاهد فريادخواهى وكمك‏طلبيدن مردى باشد كه مسلمانان را به يارى مى‏طلبد، اما پاسخى‏به او ندهد، از مسلمانان نيست!

پس بايد بخشى از دل، محبت، فكر، زندگى، تلاش، اهتمام، عشق‏ورزيدن و دلسوزى كردن ما نسبت‏به ديگران باشد كه بندگان خدايند وآفريدگار، از اين راه، بندگان ديگرش را مى‏آزمايد.

نتيجه اين مردم‏دوستى و هميارى نيز، محبوبيت و سيادت است.

هر كه براى مردم كار كند، مردم نيز او را دوست‏خواهند داشت.

هر كه خدمتگزار جامعه باشد، از حق‏شناسى مردم بهره‏مندمى‏شود و هر كه به مردم نيكى كند، در دلها جاى مى‏گيرد.

فريدون فرخ، فرشته نبود ز مشك و عنبر سرشته نبود.

به داد و دهش يافت آن نيكويى تو داد و دهش كن، فريدون تويى.

اين حقيقت را، پيش از هر چيز، در حديث مى‏خوانيم كه:

«سيد القوم خادمهم‏»; (2) .

سرور هر گروهى، خدمتگزار آنان است.

طنين كلام معطر حضرت امام راحل (قدس‏سره) در گوشمان‏است كه فرمود: «به من رهبر نگوييد، به من خدمتگزار بگوييد».

خدمتگزارى به بندگان خدا، غير از آنكه رسالت دولتمردان ومسؤولان اجرايى و متصديان امور در ادارات و نهادهاست، وظيفه هريك از ما در معاشرت با همنوعان خودمان است.

كارگشايى

از توفيقات مهم يك انسان، آن است كه گشايش معضلات مردم به‏دست او باشد. نعمتى است كه هزاران شكر و سپاس مى‏طلبد.كارگشايى، از مقدسترين خدماتى است كه مورد قبول و امضاى آيين‏خدا و شرع محمدى(ص) است.

با عنوان «قضاء حاجت مؤمن‏»، انبوهى عظيم از روايات نقل شده كه‏اهميت و فضيلت و قداست كارراه‏اندازى و رفع نياز مردم و برطرف‏كردن مشكلات آنان و ... خلاصه در خدمت مردم و جامعه بودن را بيان‏مى‏كند. اين كار را بايد به حساب خدا گذاشت و چشم تشكر و اجر هم‏از او داشت، نه از مردم.

تو نيكى مى‏كن و در دجله انداز كه ايزد در بيابانت دهد باز.

«قصد قربت‏»، مايه ثمربخشى و ثواب الهى و ارزشمندى‏نيكوكاريهاست، و ريا آفت آن به شما مى‏رود.

آنان كه خالصانه و بى‏توقع و چشمداشت، گره از كار بسته مردم‏مى‏گشايند، بندگان خاص خدا و ماموران ويژه الهى‏اند. توفيق و امدادالهى را همراه دارند، فيض دنيوى و اجر اخروى نيز، دستاورد اين‏خدمت است. به اين حديث زيبا از حضرت رضا(ع) توجه كنيد:

«ان لله عبادا فى الارض يسعون فى حوائج الناس، هم الآمنون يوم القيامة‏»; (3) .

خداوند را در روى زمين، بندگانى است كه كارشان تلاش براى‏رفع نياز و حاجت مردم است. آنان روز قيامت، ايمن و آسوده‏اند.

آرى ... رنج دنيا و راحت آخرت!

شنيده‏ايد كه امام معصوم، طواف حج را رها كرد و به كار ديگران‏رسيد، يا كسى را كه ديگرى صدايش مى‏كرد و او به طواف مشغول بود،توبيخ كرد كه: مگر نمى‏دانى انجام كار ديگران، از خيلى طوافها برتر وثوابش بيشتر است؟ نبى مكرم اسلام(ص) هم فرموده است:

«خير الناس من انتفع به الناس‏»; (4) .

بهترين مردم كسى است كه مردم از او سود و بهره ببرند.

درسى از امام سجاد(ع)

شايد از درخشان‏ترين فصلهاى زندگانى هر يك از پيشوايان دين،رسيدگى به محرومان و زدودن نياز نيازمندان بوده است، درسى كه ازپيامبر خدا آموخته و رهنمودى كه از دين به ارث برده‏اند. راستى ...ملاك در «خير» بودن آدمى به چيست؟ هر چه بيشتر سودرسانى به‏خلايق! و گره‏گشايى از كار مردم، به قدر توان.

روايت است كه امام زين‏العابدين(ع) از راهى كه مى‏گذشت، هرگاه در ميان جاده به كلوخى برمى‏خورد، از مركب خويش پياده مى‏شد وآن را با دست‏خود از وسط راه برمى‏داشت، آنگاه سوار شده، به راه‏خود ادامه مى‏داد:

«لقد كان على بن الحسين يمر على المدرة فى وسط الطريق فينزل عن دابته‏حتى ينحيها بيده عن الطريق ... .» (5) .

سيره نورانى و سازنده يعنى اين!

زدودن موانع راه، پركردن چاله‏هاى خيابانها، رفع سد معبرها ودهها كار خدماتى ديگر، كارهاى شايسته‏اى است كه زيبنده رفتاراجتماعى يك مسلمان است. چه خوش سروده است «ابن‏يمين‏»:

سود دنيا و دين اگر خواهى مايه هر دوشان نكوكارى است.

راحت‏بندگان حق جستن عين تقوا و زهد و ديندارى است.

گر در خلد را كليدى هست بيش بخشيدن و كم‏آزارى است.

و به گفته حافظ شيرازى:

دايم گل اين بستان، شاداب نمى‏ماند درياب ضعيفان را در وقت توانايى.

خرج مال و آبرو

سرمايه و دارايى، تنها پول و اندوخته مالى نيست، گاهى نفوذ واعتبار، بيش از ثروت و پول مى‏ارزد.

كمك به ديگران هم تنها خرج پول و مصرف مال نيست. كسى هم‏كه تهيدست، اما آبرومند است، مى‏تواند از وجهه و آبرويش سرمايه‏بگذارد و آن را در راه ديگران به كار اندازد.

اگر خودتان هم كاره‏اى نيستيد، ولى مى‏توانيد نيازى را به‏كارگشايان منتقل كنيد، خود اين كار هم عبادت است و خدمت. نقش‏راهنما و واسطه داشتن براى حل مشكلات، مشاركت در پاداش آن‏خدمت است.

اگر خودتان «مقصد» نيستيد، مى‏توانيد فلش و راهنما به سوى‏مقصد باشيد.

نگذاريد وجودتان «بن‏بست‏» باشد، يا سراب، كه ديگران به فريب يااميد، نزد شما آيند، يا وقتى به شما برسند، به وجود عايقى برخوردكنند. وجودتان را «هادى‏» كنيد، به سوى خدمتها و خدمتگزاران.

در حديثى از پيشواى ششم حضرت صادق(ع) چنين آمده است:

«به خدا و محمد و على ايمان نياورده است كسى كه هر گاه برادر دينى‏اش‏براى رفع نيازى به او مراجعه مى‏كند، با چهره‏اى خندان با او برخورد نكند. اگر رفع‏حاجتش به دست او است، بايد به انجام آن بشتابد و اگر كار از دست او بيرون است،سراغ ديگرى رود و از طريق ديگران، مشكل او را حل كند.» اما متن اين حديث‏شريف:

«ما آمن بالله و لا بعلى من اذا اتاه اخوه المؤمن فى حاجة لم يضحك فى‏وجهه، فان كانت‏حاجته عنده سارع الى قضاءها و ان لم يكن عنده تكلف من عندغيره حتى يقضيها له.» (6) .

مى‏بينيد كه اين كوشش براى رفع مشكل برادر ايمانى، هم شرط‏اسلام است و هم ولايت! ايمان به خدا و رسول و ولايت، با اين روحيه‏و خصلت‏شناخته مى‏شود.

برخى «دلال‏» و «كارچاق‏كن‏» فساد و گناه و نيرنگ و حقه‏بازى‏اند.آنان فرزندان شيطان و شاگردان ابليس به حساب مى‏آيند.

بعضى هم «واسطه خير» و «شفيع حسنات‏»اند. دلالى و كارچاق‏كنى‏در امور خير و كارهاى صالح و خداپسند، از بزرگترين توفيقات الهى‏است كه شامل بندگان ويژه‏اش مى‏شود. اگر نيازمندى براى كارى سراغ‏ما آمد، فورى رد نكنيم، اگر از خودمان كارى ساخته نيست، به كسى،جايى، مؤسسه‏اى، اداره‏اى و ... معرفى و راهنمايى كنيم كه چاره كارش‏با آنجا است.

صدقه، اما بى‏پول

با شنيدن كلمه «صدقه‏»، ذهنها فورى سراغ كمك مالى به تهيدستان‏يا انداختن سكه و اسكناسى در صندوق صدقات و امثال آن مى‏رود.ولى ... اين، تنها شكلهاى عملى صدقه نيست.

مى‏توان اهل صدقه بود، بى‏آنكه پول خرج كرد. البته كمكهاى‏مالى، جاى خاصى دارد كه در هر حال و هر جا خوب است. اما مهم،توجه به وسعت دايره «نيكى‏» است. باز هم از گفتار پيشوايان الهام‏بگيريم.

از رسول خدا(ص) نقل شده كه فرمود: هرمسلمان هر روز بايدصدقه‏اى بدهد (ان على كل مسلم فى كل يوم صدقة).

وقتى پيامبر چنين فرمود، برخى از اصحاب، با شگفتى پرسيدند:

- يا رسول الله! چه كسى طاقت و توان اين كار را دارد؟

حضرت براى رفع ابهام و توضيح بيشتر، و براى اينكه صدقه راتنها در انفاق مالى خلاصه نكنند، فرمود:

«برطرف كردن عوامل اذيت از راه مردم، صدقه است،

راهنمايى كردن جاهل به «راه‏»، صدقه است،

عيادت كردن بيمار، صدقه است،

امر به معروف كردن تو، صدقه است،

نهى از منكر كردنت صدقه است.

و ... پاسخ سلام دادن نيز صدقه است!» ...

شگفتا كه چه وسعتى دارد نيكى و احسان! و چه آسان است‏ذخيره‏سازى عملى صالح براى آن روز نياز و احتياج! كلام رسول،چنين بود:

«اماطتك الاذى عن الطريق صدقة، و ارشادك الجاهل الى الطريق صدقة، وعيادتك المريض صدقة، و امرك بالمعروف صدقة و نهيك عن المنكر صدقة وردك السلام صدقة.» (7) .

ايثار

كلمه‏اى زيباست، فضيلتى بزرگ است، اما عملى است‏بسياردشوار!

گذشتن از «خود» و مقدم داشتن «ديگران‏»، شجاعتى بزرگ مى‏طلبدو اين عمل قهرمانانه، جز از روحهاى بزرگ و پاك، سر نمى‏زند، چه‏ايثار مالى، چه جانى!

«خودمحورى‏»، سد راه ايثار است.

«تعلقات‏» و «وابستگى‏» هم، آفتى خطرناك براى رشد خصلتهاى‏كمال‏گراست.

برادرى در سايه ايثار معنى مى‏يابد. ايثارگر، كسى است كه در عين‏نياز، ديگرى را بر خود مقدم مى‏دارد و در عين خستگى، كارهاى‏دشوار را بر عهده مى‏گيرد و فداكارانه به خاطر خدا، به نفع مردم از «حق‏شخصى‏» خويش مى‏گذرد. ايثارگرى، وارستگى از وابستگيهاست. دررابطه‏هاى مالى با ديگران نيز چنين است. كسى كه شادى خود را به‏قيمت اندوه ديگران بدست مى‏آورد، مسلمان نيست و آنكه «راحت‏»خود را با «رنج‏» ديگران مى‏طلبد، انسان نيست.

اگر در جمع مؤمنان، روحيه ايثارگرى برادرانه باشد، تا آنجا كه‏جيبها و منافع يكى باشد، نه تنها اصطكاك منافع پيش نمى‏آيد و نه تنهاكلاه‏گذارى بر سر ديگران در انديشه‏ها نمى‏گذرد، بلكه روحيه‏سختى‏پذيرى براى رفاه ديگران رواج مى‏يابد، كارى كه «خداپسندانه‏»است. ايثارگر، چون «رضاى خدا» را به دست مى‏آورد، از عمق جان‏خشنود مى‏شود.

اوج صفا وگذشت، در آن است كه برادرى را به مرز يگانگى‏برسانند; وحدت در خواسته، وحدت در محبت، وحدت در منفعت.

امام سجاد(ع) به مردى فرمود:

آيا به اين مرحله رسيده‏ايد كه يكى از شما دست در جيب ديگرى‏كند و آنچه را نياز دارد بردارد، بى‏آنكه اجازه بگيرد؟

گفت: نه.

فرمود: پس هنوز «برادر» نيستيد!

«هل يدخل احدكم يده فى كم اخيه و كيسه فياخذ ما يريد من غير اذن؟ قال: لا.قال: فلستم باخوان.» (8) .

و براستى كه چه مرز دشوارى! ولى برادرى، اين دشواريها را آسان‏مى‏سازد.

البته بى‏اجازه دست در جيب و كيف كسى كردن، هم حرام است،هم خلاف ادب، ليكن در حديث‏ياد شده، منظور آن است كه صفا وبرادرى و يكرنگى و اخوت دو برادر دينى به حدى برسد كه جيب من‏و تو با هم نداشته باشند و حتى در استفاده از اموال يكديگر، محتاج به‏اجازه گرفتن نباشند، يعنى اوج برادرى و ايثار!

روحيه‏هاى سرشار از «ايثار»، «خدمتگزارى‏»، «كارگشايى‏»، مايه‏گذاشتن از «مال‏» و «آبرو»، ارزشى فوق تصور دارد و اگر بر زندگيها ومعاشرتها سايه‏گستر شود، بهشت را در همين دنيا هم مى‏توان ديد.

+ نوشته شده در ساعت توسط عادل مکطاعی زاده |


با سلام به همه خانندگان عزیز.در زندگی همه ما ممکن کلمات ویا جملاتی را بشنویم ویا بخوانیم که ما را به تفکر وا میدارند.در اینجا من چند جمله را یاداشت میکنم و امیدوارم که از خواندن انها هم لذت ببرید و هم بیشتر در مفاهیم زندگی تفکر کنید.۱ـ دنيا آنقدر وسيع هست که براي هر يک از مخلو قات خدا جابگاهي با شد به جاي اينکه جاي کسي را بگيريم تلاش کنيم که جاي واقعي خود را بيابيم۲ـآدمها مثل کتاب هستند بعضي از آدمها را بايد چندين بار خواند تا معني آنها را فهميد و بعضي از آدمها را بايد نخوانده دور انداخت۳ـکشتي در ساحل بسيار امن تر است، اما به اين خاطر ساخته نشده۴ـزندگي پديدهاي ايستاده نيست تنها دو گروه نمي توانند افکار خود را عوض کنند: ديوانگان تيمارستانو مردگان گورستان۵ـانساني كه واقعا بزرگ است حاكم بر واقعياتي است كه خود پديد آورده است .۶ـامروز اولين روز از فرصتهاي باقيمانده است۷ـنيك بخت ترين مردم كسي است كه كردار به سخاوت بيارايد و گفتار به راستي ۸ـبراي خوشي و لذتهاي بزرگ بايد ناراحتي هاي بزرگتري را تحمل کنيم۹ـابله بدنبال لذات موهوم ميگردد و جز ياس و نااميدي نتيجه ديگري در راه خود مشاهده نمي کند ولي عاقل ميکوشد تا سر حد امکان خويشتن را از مشقات و مصائب زندگاني برکنار دارد۱۰ـاز گلستان روزگار گلي بايد چيد که خارش بدست نخلد و از پيمانه عمر باده اي بايد نوشيد که پس از شب مستي ؛ خمار صبحش جان را نيازارد۱۱ـ لذتهاي نفساني در اول راه به ما لبخند مي زنند ولي عاقبت نيش زهرآلود خود را در روح ما فرو برده و هلاکمان مي کنند۱۲ـخدمت بخلق وظيفه نيست بلکه لذت است زيرا سلامتي و شادماني شخص را زياد ميکند۱۳ـهميشه گشاده دست باش ؛ اما زياده روي نکن که به نيازمندي مي رسي۱۴ـوجدان صداي خداوند است که از دل انسان خارج مي شود۱۵ـکسي که از مشاهده کارهاي نيک ديگران لذت نميبرد از انجام کارهاي نيک واقعي ناتوان است۱۶ـهمه موجودات زنده به يک زبان سکوت مي کنند ۱۷ـاز زندگي خود لذت ببريد بدون آنکه آنرا با زندگي ديگران مقايسه کنيد۱۸ـاشتباه را محکوم کن نه آنکه اشتباه از او سر زده ۱۹ـخشم را با مهرباني فرو بنشانيم ؛ بدي را با خوبي ؛ خساست را با بخشش ؛ دروغ را با راستي۲۰ـوجدان نيکوترين لطيفه است مه رهبري ميکند ما را بخوبي ها و کردار و گفتار ما را همه بديده قضاوت نگريسته و بر همگان لازم است که پيروي از فرمانش کنند۲۱ـهر که در زندگي نانش نخورند ؛ چون بميرد نامش نبرند۲۲ـكاش واژه حقيقت آنفدر با لبها صميمي بود كه براي گفتنش نيازي به شهامت نبود۲۳ـتولد و مرگ دو امر اجتناب ناپذيرند ؛ پس سعي کنيم فاصله اين دو را به بهترين نحو بگذرانيم ۲۴ـايمان ؛ صبر در سختي ها و شکرگزاري در خوشي هاست. ۲۵ـخداوند به فرشتگان عقل داد بدون شهوت , حیوانات را شهوت داد بدون عقل و انسان را شهوت داد با عقل.هر انسانی عقلش به شهوتش غلبه کند بهتر از فرشتگان است .هر انسانی شهوتش بر عقلش غلبه کند بدتر از حیوانات است.

+ نوشته شده در ساعت توسط عادل مکطاعی زاده |


سلام به دوستان و خانندگان محترم وگرامي وبلاگ وتمام بچه هاي خوب اهواز.من ميخواهم درباره کمک به ديگران مطالبي را در اينجا عنوان کنم.البته من کوچکتر از ان هستم که بخواهم توصيه اي در اين باره به ديگران و بچه هاي خوب  اهواز  بکنم.ولي به عنوان يک دوست در خواستي از شما گراميان دارم.در جامعه امروز ما انسانهاي محتاج به کمک بسيار هستند.ونمونه اين چنين انسانهايي در تمام ادوار ودر هر جاي جهان وجود دارند.و اما وظيفه ما اين است که تا حد امکان واستطاعت به انها کمک کنيم .در همين جا ودر همين اهوازو زرگان خودمان  خانواده هايي وجود دارند که محتاج به نان شب خود هستند.شايد خيليها از ما اطلاعي از اين موارد نداشته باشيم.ولي اگر کمي دقت کنيم موارد زيادي  از اين نمونه را در اطراف خود ميبينيم.همه ما مسلمان هستيم.در اسلام هم قوانيني وجود دارد که بايد انها را رعايت کنيم تا مسلمان باقي بمانيم.بزرگان ديني ما کمک به ديگران را امري بسيار مهم دانسته اندو همه ما را به اين کار دعوت کرده اند .اصولا کمک به محتاجين وفقرا کمک به خود است.در ضمن يک کار خير هم به شمار ميرود.ولي بعضي از ما فکر ميکنيم که استطاعت کمک کردن به ديگران را نداريم در صورتي که چنين نيست.من يک پيشنهاد ساده براي اين کار دارم.وباور کنيد که بسيار ساده است.وهزينه چنداني هم براي اين کار صرف نمکنيد.حساب کنيد که مثلا امروز چقدر در امد داشته ايد اگر خوب بوده است ميتوانيد مقدار ان را هم افزايش دهيد واگر هم که در امدي هم نداشته باشيد يک ۵۰ توماني ويا ۱۰۰ توماني چيزي از جيب انسان کم نميکند.بنابر اين شما هر شب ميتوانيد مقدار ناچيزي پول را  در جايي مثلا يک کيف جداگانه ويا يک قلک  بگذاريد همينها به مرور زمان زياد ميشوند.وفشار مالي هم به کسي تحميل نخواهد شد.اگر مبلغ جمع شده به مقدار به درد بخوري رسيد ميتوانيد از طريق دوستي ويا کسي به يک خانواده محتاج بدهيد و خيلي هم بهتر است که ان خانواده نداند که چه کسي اين پول را براي انها فرستاده باشد.براي همين ميگويم که مبلغ را از طريق يک واسطه مطمئن به محتاجين پرداخت کنيد.حديثي است که ميگويد اگر يک نفر به حال شما دعا کند بهتر از ان است که ۷۰ سال  بشينيد و به حال خودتان دعا کنيد. وامام علي عليه السلام در اين رابطه ميفرمايد که بهترين ثروت  ثروتي است که انسان  بتوانداخرت خود را با ان بخرد .کار خير سبب تقويت حس معنوي انسان ميشود.وحس خوبي به انسان ميدهد . خوشحال کردن  يک خانواده با اين کار ويا حتي يک بچه خردسال با  اين کار انسان را خوشحال تر ميکند واز همه بالاتر اين است که خداوند را از خود خشنود ساخته ايم.وخشنودي خداوند متعال از يک نفر هم  بالاترين وبهترين چيزي است که انسان ميتواند در طول حيات خود به دست بياورد.پس نبايد وقت را از دست بدهيم .وبا  کنار گذاشتن يک مبلغ کم در  هر  روز ويا هر شب در حقيقت هر روز يک کار خير انجام داده ايم.اميدوارم که با اين توصيه وخواهش برادر کوچکتر تان  موافقت کنيد .وقدمهايي را در راه کمک به مستمندان وفقرا  برداريد.هريک از ما ندانسته ويا دانسته در روز ممکن است چند بار گناه ويا خطايي انجام دهيم.ولي با يک کار ثواب هر چند هم کوچک خشنودي ديگران و رضاي خداوند را به دست اورد ه ايم و اين بزرگترين غنيمت براي آدمي ميباشد.

+ نوشته شده در ساعت توسط عادل مکطاعی زاده |


با سلام به دوستان وخوانندگان گرامی .وبلاگ قبلی با موضوعات اجتماعی به اشتباه حذف شد.ولی وبلاگی جدید با نامی جدید ایجاد کردم و سعی میکنم که موضوعات قبلی را هم در این وبلاگ ذکر کنم

+ نوشته شده در ساعت توسط عادل مکطاعی زاده |